هرچند مقایسه کار خوبی نیست (روزنوشت)
دوشنبه 19 دی 1390 ساعت 10:36
برای اینکه از رنگ لاک ناخن هام تعریف کنی ... یا از روزم بپرسی که چه جوری گذشت...
حتی برای دست کشیدن توی موهام فقط تا زمانی وقت داری که من لباس خواب لیمویی ام را بپوشم. همون که آستین هاش بلنده و دکمه هاش دقیقا تا زیر گلوم بسته می شه... وقتی که پوشیدمش و بالش رو زدم زیر بغلم و قسمت بعدی سریالمو گذاشتم٬ فقط می تونی بگی شب بخیر... همین و من تا وقتی خوابم ببره به تونی سوپرانو نگاه می کنم چون قدر لحظه هاشو بهتر از تو می دونه و حتی از آخرین دقایق جلسه مشاوره اش هم برای زل زدن به پاهای کشیده روانشناسش نمی گذره...








